الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

591

الغدير ( فارسى )

بعضى موارد به معناى أفعل آمده است ؟ بنابراين ، انكار مطلق چه لزومى خواهد داشت ؟ مگر اينكه آن را سفسطه‌اى براى رسيدن به مقصود بدانيم . در اثبات سفسطه‌بافى رازى ، كافى است به قول ابو الوليد ، ابن شحنهء حنفى حلبى استناد جوييم كه در روض المناظر ضمن حوادث سال 606 گويد : رازى در انواع علوم دست داشت جز علم عربيت . ابو حيّان هم در تفسيرش بعد از نقل كلام رازى گويد : تفسير او از نحوهء كلام عرب و مقاصد آنان خارج است و سخنان او در اكثر مطالبش به كلام كسانى شباهت دارد كه خود را از حكما مىنامند . « 1 » شوكانى نيز در تفسير آيهء كريمهء . . لا تَخَفْ نَجَوْتَ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ « 2 » گويد : رازى را در اين‌باره اشكالاتى نامربوط و بىاساس است به حدى كه سزاوار نيست چنين مطالبى در تفسير كلام خداى تعالى ذكر شود ، چه جواب اشكالات بىربط او در نظر افراد مبتدى آشكار است تا چه رسد به بزرگان صاحب كمال . « 3 » وانگهى دلالت وزن مفعل بر زمان و مكان چون دلالت وزن أفعل بر تفضيل است و مانند خواص هريك از مشتقات ، از عوارض صورى لفظ مىباشد و ربطى به جوهر الفاظ ندارد ، و اين امرى است متداول كه به قاعده و قياس قابل فهم است مادام كه خلاف آن از عرب نرسيده باشد ، ولى در موردى كه خلاف آن ثابت شد ، بايد حكم‌كردن در معانى الفاظ را به اهل زبان سپرد ، و اگر بر رازى معلوم شده باشد كه مولى به جنبهء مصدرى يا زمان و مكان اختصاص دارد ، در اين صورت ملزم خواهد بود كه كاربرد آن را در معناى فاعل و مفعول و فعيل انكار نمايد ، و حال آنكه خود تصريح كرده كه مولى به معانى مددكار ، سرور ، بنده و هم‌پيمان آمده و تمام اهل عربيّت هم با او در اين امر متّفق هستند و همگى نيز مقرّند به اينكه مولى به معناى ولىّ آمده و عدّه‌اى از اهل لغت معانى ديگرى چون : شريك ، قريب ، دوستدار ، آزاد ، هم‌پيمان ، مالك و خداوند را براى آن ذكر

--> ( 1 ) . البحر المحيط : 4 / 149 . ( 2 ) . قصص 28 / 25 : مترس كه تو از ستمكاران نجات يافته‌اى . ( و ) ( 3 ) . فتح القدير : 4 / 163 .